موانع ذهنی؛ دیوار شیشه ای

The Barracuda Syndrome

حتما شما هم داستان ماهی و دیوار شیشه ای (+) را شنیده یا خوانده اید. خلاصه داستان از این قرار است که زیست شناسی در یک آزمایش یک ماهیِ ماهی خوار (barracuda) که آن را ماهی X می نامم و چند عدد از ماهی هایی که غذای آن است (ماهی Y) را در داخل یک آکواریوم قرار می دهد… و سپس بعد از مدتی بین آنها یک صفحه شیشه ای قرار می دهد. از این پس تلاش های ماهی X برای خوردن ماهی های Y ناکام می ماند و بعد از مدتی حتی با برداشتن صفحه شیشه ای ماهی X تلاشی برای حمله به ماهی Y انجام نمی دهد…

(البته منبعی نیافتم که آیا واقعا این آزمایش انجام شده است یا فقط داستانی استعاره ای است)

چون ماهی X در هر حمله ناکام، پاداش منفی دریافت کرده و نسبت به آن مانع نامرئی شرطی شده بود، دیگر هیچ تلاشی برای خوردن طعمه انجام نمی داد…

 

اغلب ما مثل ماهی X عمل می کنیم. در دنیای بیرون مانعی وجود ندارد که سد راه ما باشد. آن موانع –باورهای خود محدود کننده– در ذهن ماست. پیش فرض های غلط که با تکیه بر آنها انتخاب می کنیم و تصمیم می گیریم.

سال گذشته وقتی تصمیم گرفته بودم که یک سایت تخصصی در زمینه رشته خودم راه اندازی کنم، به سایت شرکت های مختلف مراجعه کردم و با دیدن هزینه های بیش از بودجه من برای شروع کار، تصمیم گرفتم خودم برای ساخت سایت اقدام کنم. یک کتاب در مورد نحوه کار با وردپرس دم دستم بود. و کمی هم در گوگل جستجو کردم. تصمیم گرفتم کار یادگیری وردپرس را با همان کتاب شروع کنم. اما متاسفانه بعد از مطالعه چندین صفحه از کتاب هیچ پیشرفتی در کارم ندیدم (پاداش منفی). چون کتاب به جزئیاتی پرداختی بود که به کار من نمی آمد. همین جا در ذهن من یک دیوار شیشه ای بوجود آمد که تو نمی توانی خودت سایت بسازی! چون تلاش هایت بی نتیجه می ماند و از طرفی هم تاثیر منفی بر عزت نفسم داشت. به این نتیجه رسیده بودم که ساختن سایت فقط کار شرکت های طراحی سایت هست (پیش فرض های ذهنی غلط).

کتاب را کنار گذاشتم و به یکی از شرکت های طراحی سایت مراجعه کردم و با هزینه میلیونی که انجام دادم و انتظار چند ماه برای تکمیل طراحی سایت، متاسفانه نتیجه رضایت بخشی بدست نیاوردم.

تا اینکه یک هفته پیش یک محصول آموزشی طراحی سایت با وردپرس از سایت همیار وردپرس خریدم. این زمانی اتفاق افتاد که متوجه آن مانع ذهنی -دیوار شیشه ای – شده بودم. در کمتر از یک ساعت سایت دلخواهم را با هزینه اندک راه اندازی کردم.

یکی از دلایل عمده عدم موفقیت ما در توسعه مهارت ها و یادگیری مهارت های جدید، همین موانع ذهنی هستند. به عنوان مثال خودم را ناتوان از یادگیری زبان آلمانی و فرانسوی می بینم. یک عاملی که باعث شده این مانع ذهنی شکل بگیرد، عدم آشنایی با حروف الفبای این زبان ها هست (اخیرا متوجه این عامل شده ام). چون سابقا همین احساس را نسبت به زبان ترکی استانبولی هم داشتم. اما وقتی با حروف الفبای این زبان آشنا شدم و آنها را یاد گرفتم، این دیوار از بین رفت و یادگیری این زبان را شروع کردم.

اگر این موانع ذهنی را شناسایی کنیم و آنها را کنار بگذاریم، سرعت یادگیریمان افزایش می یابد و مسیر توسعه مهارتهایمان کوتاه تر و کم هزینه تر می شود.

چند مورد از اهداف و یا رویاهایتان را مشخص کنید و موانع ذهنی که مانع تلاش برای دستیابی به آنها می شود را مشخص کنید. سپس چند میکرو اکشن برای انجام آن طراحی کنید.

 

لطفا به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاه ها

  1. بهروز مطیع

    سلام علی جان
    خیلی ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربه خوبی که داشتی
    اگه میشه یکم بیشتر توضیح بده ، دقیقا کدوم پکیج شون رو خرید کردی ، چقدر وقت گذاشتی برای طراحی سایت ات و اینکه قبلا چه مهارتها و آشنایی دیگه ای با کدنویسی داشتی .
    من هم یه مساله مشابه مساله شما دارم

    1. نویسنده
      پست
      AliTM1986

      سلام بهروز جان
      از محصول ویدئویی آموزش وردپرس سایت همیار وردپرس استفاده کردم.
      البته کتاب آموزش وردپرس رو از این سایت دانلود کردم و بعد از یه رب لینک محصول ویدئویی رو برام ایمیل کردند. (چون لینک محصول رو پیدا نکردم این تفاسیر رو برات نوشتم!)
      هیچ آشنایی با کد نویسی ندارم و در این زمینه در حد وبلاگ نویسی با میهن بلاگ مهارت داشتم!
      سرجمع یک ساعت زمان نمی بره.
      در روزهای آینده مطلبی جداگانه در مورد طراحی و توسعه سایت شخصی خواهم نوشت.
      موفق باشید
      🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *