احساس مهم بودن و جلب توجه

پیش نوشت: امروز شاهد ماحرایی در محل کار بودم که بهانه ای شد تا این مطلب را بنویسم. البته بخشی از این مطلب مکالمه ام با همکارم بود.

ماجرا بر سر تلاش برای احساس مهم بودن و جلب توجه بود. همین.

از شرح ماجرا صرف نظر می کنم. برای کمی بیشتر آشنا شدن با فضای این نوشته نقل قولی را  از سایت متمم می آورم:

احساس مهم بودن

اکثر آدمها دوست دارن مهم و مرکز توجه باشن و بعضی ها به هر قیمتی میخان حس مهم بودن رو داشته باشن و جلب توجه کنن، حتی به صورت ناخودآگاه این موضوع رو در رفتارهاشون میشه دید:

  • کسی که تلاش میکنه ماشین مدل بالا یا خاررجی بخره
  • کسی که تلاش میکنه مدارک دانشگاهی بالاتر بگیره
  • کسی که به مسافرت و زیارت میره
  • حتی کسی که در کارهای خیریه شرکت میکنه
  • کسی که وبلاگ مینویسه (مثل خودم).
  • و …

وقتی هم در این راه (جلب توجه و ارضا حس مهم بودن) موفق نمیشن، دوباره سعی می کنن جور دیگه ای خودشون رو مهم جلوه کنن. 

در مواقعی هم که تلاش فرد برای جلب توجه و ارضا حس مهم بودن با اقدام یا کلمات فرد دیگری نا کام می مونه، باهم دچار تعارض می شوند. ماجرا وقتی بدتر می شود که طرف قابل هم با این اقدام در تلاش برای جلب توجه و ارضای حس مهم بودنش باشد. این موضوع یکی از دلایل مهم و عمده تضاد و تعارض در روابط امروز جامعه ما هست.
بنظرم (نظر کلی و شخصی) بهتره در ظاهر به این حس آدمها احترام گذاشت و با یک تاییدی ساده بگذاریم در دنیای خودشان سیر کنند و به قول معروف خوش باشند و یا با تلنگری آنها را به پوچ بودن این حس بیاگاهانیم.

بنظرم، نه منِ نوعی چنین وظیفه ای دارم و نه هر کسی پتانسیل رهایی از “توجه طلبی به هر قیمتی”، را دارد.
به نظرم هر کاری جز این تلاش بیهوده هست و یا خود ما نیز به نوعی گرفتار همان حس توجه طلبی و حس مهم بودن هستیم که گریز از آن سخت است.

لطفا به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *